سيد محمد باقر برقعى
2952
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
كرده و خوشبختانه هنوز آن خدمت گرانسنگ را با علاقه و پشتكار و صميميت ادامه مىدهد ، بنيان گذاردن و ادارهء انجمن ادبى كمال است . » دكتر ضياء الدّين سجّادى نيز اضافه مىكند : « بدون شك همهء كسانى كه با انجمن ادبى كمال آشنا هستند ، اگر يكبار هم در آن محفل شعر و ادب و انس و الفت حاضر شده باشند از كوشش و دلبستگى آقاى كمال در ادامه كار و توجه به شعر و ادب و دانش در آن مجلس عالى آگاهى يافتهاند . » دكتر رعدى آذرخشى نيز مىگويد : « ارادتمند اگرچه از مهر ماه 1362 وارد اين انجمن شدهام و از سى سال فقط چهار پنج سال سهم حضور در آن را داشتهام ، با اين وصف مانند اعضايى كه از سى سال پيش سعادت عضويت در اين انجمن را داشتهاند خود را به آن علاقهمند و دلبسته مىبينم و معتقدم كه علّت پايدارى در تداوم خدمات ارزنده فرهنگى و علمى و ادبى ، آن است كه مدت سى سال بدون وقفه ادامه داشته است . » انجمن ادبى كمال هر سال براى يك يا دو تن از دانشوران و شعراى بنام مجالس بزرگداشت و تجليل بر پا داشته است . كمال از شعراى توانا و خوشقريحه و دانشمندى كه از رهگذر شعر و ادب خدمات ارزندهاى انجام داده و براى نمونه شعر مادر به نام " جان هستى " او برندهء جايزه اول شعر از تهران گرديده است . شاخ هنر تا شاخ هنر را به جهان بار و برى هست * در هر چمنى بلبل شوريدهسرى هست چون طبع لطيف آيد و دل روشن و آگاه * از لطف سخن نيز در آن دل اثرى هست پيوند وفا ميوه از اين شاخ برآرد * بر نخل برومند صفا گر ثمرى هست بايد كه درآميخت به آن جمع كه از مهر * بر صدر ز اهل هنرش راهبرى هست در مجمع اين مردم آزاده به تحقيق * بگشوده هم از گلشن فردوس درى هست گر تير حوادث ز همه سوى ببارد * غم نيست كه جمعيّت ما را سپرى هست جز رامش و آرامش همنوع نخواهد * آن را كه دل پاكى و حسن سيرى هست تا همنفست مرد سخندان و اديب است * آگاهى از او جوى كه وى را خبرى هست اين شور كه بينى تو به سرحدّ « كمال » است * ز انفاس خوش مردم صاحبنظرى هست